السيد الطباطبائي
260
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي )
موجود خود داشته و بواسطه آنها تصرفاتى در مواد خارجى نموده و افعالى بنفع بقاى خود انجام ميدهند و بالاخره همه توافقهايى كه در نظام طبيعت مشهود بود و با بقاى انواع موجودات وفق داده و با نفع آنها تطابق مىدهد از غير راه غايت گيرى و با فرضيه هاى علوم طبيعى از قبيل تنازع بقاء غلبه قوى و تبعيت محيط و جز آنها قابل توضيح بوده و نيازى به دستگاه غايت در آفرينش نيست به چه دليل مىتوان گفت و از چه راه بگوئيم كه جهان پهناور هستى با نظام شگفت آور خودش از براى انسان ناچيز آفريده شده و يا اينكه جهان باستثناء انسان براى حيوانات ديگر بوجود آمده است و همچنين . . . . بلكه از روى فرضيه هاى علمى جهان هستى توده انبوهى است از انرژى كه با تراكم گروهى از خود اجزاى اتمى ماده را بوجود آورده و با تركيب اجزاء اتمى عناصر را و با تركيب عناصر اجسام بىشمارى را تهيه نموده و با حركت و تحول عمومى پيوسته صور و خواص آنها در تغيير مىباشد آنگاه هر پديده اى كه اجزاء ساختمانش يا خواص آنها با هم وفق نمىدهد يا با خارج از خود و قويتر از خود بر خورد مىكند به زودى از ميان ميرود و پديده هائى كه قابل بقا و خالى از معارضه مىباشند به زندگى خود با تناسل يا بىتناسل ادامه مىدهد با اين همه اينها نيز از تاثير محيط بر كنار نبوده و تدريجا تحولاتى در ساختمان يا خواص خود گرفته با محيط سازش مىنمايند چنان كه شواهد زيادى براى اثبات اين نظر از كتب طبيعى مىتوان بدست آورد . گذشته از اين با استقراء پديده هائى مىتوان پيدا كرد كه سودى براى آنها متصور نيست كه غايت خلقت آنها قرار بگيرد مانند روده اعور و برخى از غده هائى كه در بدن انسان درست مىشود